محمد نصير الدين بن قاضى بن كاشف الدين حموى يزدي
13
تحفه شاهيه عباسيه ( شرح الرسالة الذهبية الطبية ) ( فارسى )
است . پرسيدم تو كى هستى ؟ گفت ارسطو . من بسيار شاد گرديدم و گفتم اى حكيم سؤالى دارم . گفت بگو . گفتم زيبايى چيست ؟ گفت هرچه كه عقل آن را زيبا داند . گفتم پس از آن . گفت آنكه شرع زيبايش خواند . گفتم پس از آن . گفت آنكه جمهور مردم زيبا شمرند . گفتم پس از آن . گفت ديگر پس از آنى ندارد . و به روايت ديگر ، گفتم بيش از اين مرا آگاه بدار . گفت رفيق راهت را چون زر ناب نگهدار و به يگانگى خداوند ايمان داشته باش « 1 » . از آغاز نگارش ذهبيه ، كاتبان به فراوانى آن را نسخهنويسى كردند . پارسىزبانان بهويژه در دوران صفويه به ترجمه و شرح آن كوشيدند . تحفهء شاهيهء عباسيه شايد يكى از برجستهترين اين بازگردانهاى مبسوط آن باشد . نويسندهء كتاب تحفهء شاهيهء عباسيه ، محمد نصير الدين بن قاضى بن كاشف الدين حموى يزدى است . متأسفانه در منابع برجاى مانده تا آنجا كه كنكاش شد از نويسنده آگاهى زيادى به دست نيامد . اما از پدر او فراوانتر ياد شده است . پدر او قاضى بن كاشف الدين حموى است . سيريل الگود مىنويسد : پدر قاضى بعنوان پزشك شاه عباس كبير از يزد به اصفهان رفت و قاضى در اين شهر متولد شد . اما كنيه يزدى را براى خود انتخاب كرد . و چندى بعد لقب شيخ الاسلام يا قاضى القضات اصفهان يافت . و به اين ترتيب در سلسله مراتب روحانيون مقام سوم را در اصفهان احراز كرد . پسر وى كه محمد رضى الدين « 2 » نام داشت نيز طبيب شد و به هندوستان مراجعت كرد و خود نيز در اواخر
--> ( 1 ) . الفهرست ابن النديم ، ترجمهء رضا تجدّد ، چاپ دوّم ، صفحهء 443 . ( 2 ) . گويا سيريل الگود يا بازگردان فارسى كتاب اشتباها نصير الدين را رضى الدين پنداشتهاند .